http://s1.picofile.com/file/7931263545/back_dress_horizon_water_alone_girl_f7237054f369aca58041b635c3bfa3d2_h.jpg


نیستی ولی چرا دروغ بگویم جایت اصلن خالی نیست نازنین روزهای دور من...

نیستی ولی من نه برای نبودنت اشک میریزم

و نه غرق حسرت و اشتیاق بودن توام..

دیگر با یاد خنده هایت که مخاطبشان نبودم مشتم گره نمیخوردو پیشانی ام چین نمیافتد

و دیگر از سر و ته حرفهایم تو نمیبارد

 دیگر بغض نمیشود حرف اول و اخر اسمت

دیگر شنیدن اسمت تنم را نمیلرزاند..

میدانم اگر دوباره نگاهمان گره شود سرد و بی تفاوت خواهم بود ...

درست مثل تو نازنین....

خواهی نخواهی همه چیز گذشت و تمام شد...

نه تو دیگر آنی که بودی و نه من آن من روزهای دور...

گرچه همه چیز به کام تو و به نام من شد ولی کوتاه می ایم

که از هر چیز بگذریم روزگاری سراپا شوق لبخند تو داشتم...

نازنین روزهای دور من بدرود ...

تو را به اعماق فراموش شده قلبم میسپارم که امروز از تو عزیزتری را دارم..

کسی که نبضم به لبخندو خوشی او گره خورده

و یقین دارم مهر چشمهایش غم های روزهای تلخ تو را از دلم میزداید

امروز ایمان دارم که اگر دیروزی بود که دارو ندارم که تو بودی را از دست دادم...

خدایی داشتم که از تو بهتر نصیب جهان کوچک من نمود...