دنیا پر از اما و اگره... پر از ای کاش هایی ک نشدند
پر از آرزوهای دور و درازی که حسرت و آه شدند....
پر از رویاهاییی که فراموش شدند...
پر از شب هایی ک پایانشان سپید نشد
پر از عاشقانه هایی ک خریدار نداشت
پر از دوستت دارم هایی ک جوابشان مرسی بود...
پر از بغض هایی که با لبخندهای ساختگی قورت دادیم...
پر از شکستن ها پر از دیده نشدن ها....
پر از گذشتن ها.....
جریان زندگی هر انسانی پر از این نشدن هاست
کودکیمان پر از تنهایی و آرزوی بزرگ شدن
جوانی مان پر از رنج عشق های نافرجام و یکطرفه
و وای به پیری که هنوز ب تنمان نرسیده روحمان را
در کام خود فرو برد...
گاه با خودم فکر میکنم کاش یک ماهی بودم یک ماهی قرمز
عید که حافظه اش چند ثانیه است...
نه عاشق شدنی
نه بی مهری دیدنی
نه حسرتی نه آهی
و نه هزار درد که آدمی سالها در سیاهچاله های
خاطراتش نگاه میدارد و با هرکدام
آن روزی هزار بار شکنجه میشود
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ دی ۱۳۹۵ ساعت 22:42 توسط من
|
مخاطبی برای این نوشته ها وجود ندارد...!