سیاه بود یادت هست...

تیره بخت بودم یادت هست...

گریان بودم یادت هست؟....

تمام دلم نومیدی بود یادت هست؟؟؟؟

یادت هست چگونه امدی؟

تو امدی و لبخند زدی ...

به دلی که کسی نگاهش هم نمیکرد ...

به کسی که اصلا کسی نبود ...

به کسی که کسی ادم به حساب نمیاوردش....

تو امدی و امید وار کردی دلی را که امید برایش معنا نداشت ....

تو امدی و من را من کردی....

تو  امدی و مرده ای را زنده کردی ...

ولی میدانی چه میخواهم بگویم ...؟؟؟!!

کاش هرگز نمی امدی....

امدنی که رفتن داشت همان بهتر که نمیامد ...و حالا ببین ...

تو رفتی تمام امده هایت نیز رفتند...

من چه کنم ....؟؟؟؟؟

ان روز که نداشتم فقط حسرت نداشتن داشتم ...

ولی امروز هم حسرت نداشتن هم افسوس از دست دادن.....