میخواهم زندگی کنم...

تازه..

نو...

شاد...

بی نگرانی..

بی احساس...

بی قید...

بی خاطره...

بی بغض...

بی تو...

ولی نمیشود ..

امتحان کردم نمیشود...

یادت رهایم نمیکند...

خاطراتت از ذهنم نمیرود چون اصلا انجا نیست ...

من حواسم نبودو تو ان روزها تا توانستی در هستی ام رخنه کردی...

تو ظالم ترین دوست داشتنی عالمی...